برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44
یه نکته ناراحت کننده تو خونه اینه که بابام وقتی میخوان یه چیزی بگن منو مخاطب قرار میدن، و وقتی میگم از مامان بپرسین همه تلاششون رو میکنن که مامانم رو مخاطب قرار ندن. یا مثلاً یه چیزی بگن منو صدا میزنن تا مامانم که تو دو قدمیشون نشستن
برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44
من هیچوقت نتونستم با یه دوست درباره درگیری های ذهنیم پیش اومده صحبت کنم. در واقع اگه هم فرصت پیش اومده باشه یه جوری بحث پیچیده میشه و از موضوع اصلی دور میشم که عوض اینکه یه باری از رو دوشم برداشته بشه بیشتر از قبل احساس سنگینی میکنم. انگار این اتفاق قرار نیست برای من جواب بده. هیچ چیزی قرار نیست برای من جواب بده.
و یه چیز دیگه، اگر در طول روز، یک دلیل برای بیرون رفتن از خونه یا یه جا برا رفتن دارین، خوشحال باشید، خیلی خوشحال!
برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44
پدر من هر روز از خونه میره بیرون، وقتی میاد خونه یه سری چیزایی که قابل خوردن هست با خودش میاره. و من بدون اینکه ببینم اون خوراکی رو دوست دارم یا نه، میرم سراغش.
میدونی این به ظاهر یه لطفه برای کسی که دائم دنبال یه چیزی برا خوردن میگرده، در واقع برای کسی که درگیر پرخوری عصبی هست، این کار ینی تو میخوای خودتو بکشی، منم کمکت میکنم.
و البته که هیچکس تو خونه متوجه نشده پرخوری های من عصبیه!
برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44
برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44
برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44
تو این روزا که همه نگرانیشون کروناس، دوست داشتم یکی بود که غیر از خودم که به این فکر میکرد الان وضعیت دندون من چی میشه و پس دیگه کی باید برم دندون پزشکی. باهام حرف میزد و بهم اطمینان میداد که چیزی نمیشه.
برچسب: نویسنده: امیر فدایی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 6:44